پنجشنبه، آذر ۱۴، ۱۳۹۲

باور کنید این را کسی می خواند و می نوازد که هیچ فارسی بلد نیست!


در سال 2008 میلادی، ترجمه 32 غزل از دیوان شمس مولانا جلال الدین، به زبان لهستانی، به قلم زنده یاد دکتر مارک اسموژینسکی، ایران شناس و مترجم لهستانی، در مجموعه ای به نام "در گذر کلمات"، در لهستان در شکلی زیبا چاپ شد. همراه این کتاب، یک سی دی به نام قلب ها نیز به دست دوست داران لهستانی رسید. 
پدید آورنده این سی دی ماریوش کلوح اهل لهستان ، خواننده اپرا، بازیگر تأتر، آهنگساز و نوازنده گیتار، تار، سه تار و رباب است. 
جالب است بدانید به جز دکلمه یک ترجمه لهستانی با صدای مارک اسموژینسکی، همه 5 ترانه فارسی و یک ترانه لهستانی این سی دی را   خود ماریوش خوانده است؛ آهنگ ها را خودش ساخته و تار و سه تار و رباب آن را هم خود می زند.
به موسیقی سنتی به ویژه موسیقی عرفانی علاقه مند است. نواختن این سازها را خود با دیدن و شنیدن موسیقی ایرانی یاد گرفته است و قبول کنید که فارسی را - جز سه کلمه- اصلاً بلد نیست! 
قصد اجرای کنسرت توسط این گروه در ایران، در سال 2008 به نتیجه ای نرسید. امید که روزنه ای باز شود برای اجرای این گونه موسیقی ها تا بتوان این استعدادها و علاقه مندی ها به فرهنگ و ادب ایران زمین را به ایرانیان داخل ایران نیز از نزدیک نشان داد.

  
   
ما نیز مانند بسیاری، معتقدیم خوب است  قدردانی و شناساندن افراد شایسته را قبل از رفتنشان انجام داد، بنا بر این آموزه، می خواهیم سپاس و قدردانی خود را از ماریوش کلوح و همکارانش برای تلاش در نشان دادن فرهنگ  و هنر ایران  ابراز کنیم و همزمان امیدواریم راه برای اجرای این کنسرت در کشورهای دیگر از جمله ایران نیز باز شود.



یکشنبه، آذر ۱۰، ۱۳۹۲

فارسی؟ چرا که نه ! / زدن

"زدن" در فعل های دوتایی و در معنی های مختلف به کار می رود. 
برخی از فعل های دوتایی با "زدن":  پلک زدن، تنه زدن، انگشت زدن، رژِ لب زدن، ادویه زدن، عطر زدن، کراوات زدن ... 
فعل هایی مانندِ  چشم زدن، سر زدن، طعنه زدن، تیغ زدن و ... را نمی توان با تصویر نشان داد. باید راه دیگری یافت.
فهرست را شما کامل کنید.
دست زدن
برق زدن
برق زدن
ناخنک زدن
عینک زدن
رنگ زدن
مهر زدن
زنگ زدن
چشمک زدن
کتک زدن
لگد زدن

دوشنبه، آبان ۲۷، ۱۳۹۲

زیباست ببینید! / سپیده رییس سادات

امشب همه غم های عالم را خبر کن!
بنشین و با من گریه سر کن گریه سرکن!

سپیده رییس سادات
با سپاس از خانم جمیله

جمعه، آبان ۲۴، ۱۳۹۲

پنجشنبه، آبان ۲۳، ۱۳۹۲

دکلمه "بنمای رخ" به زبان لهستانی / ترجمه و دکلمه: دکتر مارک اسموژینسکی


دکلمه ترجمه شعر مولانا "بنمای رخ" به زبان لهستانی با صدای مترجم : دکتر مارک اسموژینسکی( Marek Smurzyński)
 با سپاس از آقای مظفر شریعتی
 آهنگساز و نوازنده رباب : ماریوش کلوح (Mariusz Koluch)
نوازنده دف : آنیا مارچینفسکا (Ania Marcinowska)


بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست                بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر                     کان چهره مشعشع تابانم آرزوست
بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز                      باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست
گفتی ز ناز " بیش مرنجان مرا برو"                  آن  گفتنت که " بیش مرنجانم " آرزوست
وان دفع گفتنت که "برو شه به خانه نیست"         وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست
یعقوب وار وااسفا همی زنم                            دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
ولله که شهر بی تو مرا حبس می شود               آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت              شیر خدا رستم دستانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او                 آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول                آن های و هوی و نعره مستانم آرزوست
گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام                     مهر است بر دهانم افغانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر              کز دیو و دد ملولم انسانم آرزوست
گفتند یافت می نشود جسته ایم ما                     گفت آن که یافت می نشود آنم آرزوست
پنهان ز دیده ها و همه دیده ها ازوست             آن آشکارصنعت پنهانم آرزوست
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد                  کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست
یک دست جام باده و یک دست جعد یار            رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
                       
                     

یکشنبه، آبان ۱۲، ۱۳۹۲

فارسی؟ چرا که نه؟! / خر

خر نه تنها یک حیوان زحمتکش و پرکار است  :

خر
بلکه در ترکیب های زیر به معنی بزرگ به کار برده شده است :

خرگوش : حیوانی که گوش های بزرگی دارد

خرچنگ : حیوانی که چنگ های بزرگی دارد


خر مگس : مگس بزرگ
خربزه به  روایتی خرپوزه : شبیه به پوزه بزرگ ( به روایتی دیگر: شببه به پوزه خر)
خرمهره : مهره بزرگ


و در ترکیب های زیر به معنی زیاد استفاده می شود:
خرپول : کسی که زیاد پول دارد
خرخون (خرخوان) : کسی که  خیلی زیاد درس می خواند!
خر مظلوم این همه کاربرد های متنوع دارد و ما آدم ها،به کسی که چیزی سرش نمی شود می گوییم : خر
این هم شد انصاف!؟
ترکیب ها و کاربردهای دیگر خر را برایمان بنویسید