‏نمایش پست‌ها با برچسب خبر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خبر. نمایش همه پست‌ها

شنبه، شهریور ۱۵، ۱۳۹۳

مراسم یادبود پناهجوی ایرانی در استرالیا

حمید خزایی، پناهنده ایرانی در اردوگاه های پناهندگان در استرالیا، در اثر عفونت خونی جان خود را از دست داده است. رضا براتی نیز  چندی پیش، به ضرب گلوله گارد ضد شورش کشته شده بود. آیا جستجوی زندگی دلخواه، یکی از طبیعی ترین حقوق آدم ها نیست؟

http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/2014/09/140905_user_video_khazaee.shtml

پنجشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۹۳

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید


'آشتی دو مادر' در پای چوبه ‌دار

بلال در سال ۱۳۸۶ در جریان نزاعی خیابانی عبدالله حسین زاده را به قتل رسانده بود
عکس‌های منتشر شده از یک مراسم اعدام در استان مازندران که در پایان با بخشش خانواده مقتول و توقف اجرای حکم همراه شده است، بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی داشته و با استقبال روبرو شده است.
این گزارش تصویری که روز سه شنبه (۲۶ فروردین - ۱۵ آوریل) در خبرگزاری دانشجویان ایران،کلیک ایسنا، منتشر شده مراسم اعدامی در شهرستان نور در شمال ایران را نشان می دهد که طی آن قرار است جوانی به نام بلال به علت قتل جوانی دیگر به نام عبدالله حسین‌زاده، بالای چوبه دار برده شود.
در تصاویری که کلیک آرش خاموشی تهیه کرده، علاوه بر جمع قابل توجهی از اهالی شهر که برای تماشای مراسم اعدام گرد هم آمده اند، خانواده فرد محکوم به اعدام، بلال، دیده می‌شوند که در آخرین لحظات پیش از اجرای حکم "عاجزانه" از خانواده مقتول درخواست عفو می‌کنند.
آن طور که این گزارش تصویری روایت می‌کند، در آخرین لحظات اجرای حکم و در حالی که بلال طناب‌دار به گردن دارد و روی صندلی ایستاده، مادر مقتول با زدن سیلی به صورت او، از مجریان مراسم می‌خواهد او را اعدام نکنند.
انتشار این مجموعه تصاویر که با عکس‌های شکرگزاری و تشکر خانواده قاتل از مقتول به پایان می‌رسد، در ساعات گذشته واکنش گسترده‌ای در میان کاربران شبکه های اجتماعی چون فیس بوک و توییتر داشته است.
کاربران این شبکه‌های اجتماعی، همزمان با به اشتراک گذاشتن عکس‌های این رویداد، از توقف اجرای این مراسم استقبال کرده‌اند و برخی آن را نشانه‌ای از "شکل‌گیری یک تمایل اجتماعی" برای کاهش استفاده از مجازات اعدام در ایران دانسته‌اند.
بنا بر گزارش سال ۲۰۱۴ سازمان کلیک عفو بین الملل، ایران پس از چین بیشترین آمار اجرای حکم اعدام را دارد.
عکس ها از آرش خاموشی، خبرگزاری ایسنا:

مادر بلال (محکوم به اعدام) یک روز پیش از اجرای مراسم
صندلی و چوبه‌دار لحظاتی پیش از مراسم اعدام
بلال برای اجرای حکم اعدام آورده می‌شود
مادر بلال 'ناامید' و در حالی که دیگر نمی‌تواند روی پا بایستد هنوز دست به دعا دارد
بلال به سوی طناب‌دار برده می‌شود
مادر عبدالله، مقتول، بر سر بلال داد می‌کشد. پسر او به هنگام مرگ فقط هفده سال سن داشت
مادر عبدالله با زدن سیلی به صورت بلال می‌گوید که او را می‌بخشد
مادر و پدر عبدالله با دستان خود طناب‌دار را از گردن بلال باز می‌کنند
 مادر بلال برای تشکر به پابوس مادر عبدالله رفته است
 مادر بلال برای تشکر به پابوس مادر عبدالله رفته است
مادر و برادر بلال از پدر عبدالله تشکر می‌کنند
مردم از پدر عبدالله و خانواده حسین زاده (مقتول) به علت گذشت و بخشش تشکر می‌کنند
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/04/140416_u07_execution_pardon_noor_balal.shtml

جمعه، فروردین ۲۲، ۱۳۹۳

دکتر حسین شهیدی درگذشت


با خبر شدیم امروز 21 فروردین 1393 برابر با 10 آوریل (2014)، آقای دکتر حسین شهیدی پژوهشگر، استاد فرهیخته و روزنامه نگار آگاه، برادر دوست بسیار عزیزمان خانم دکتر شکوفه شهیدی به دنبال بیماری قلبی، به سرای آرامش شتافتند. نبود ایشان را به جامعه روزنامه نگاران، شکوفه عزیز، آقای دکتر حسن شهیدی، کیمیای عزیز و دیگر بازماندگان ایشان تسلیت عرض می کنیم و آرزوی شکیبایی برای خانواده ایشان داریم.
روحشان آرام و شاد

یکشنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۹۲

داد از این سرطان! منصور کوشان هم رفت.

منصور کوشان  نویسنده و شاعر ، سردبیر مجله "تکاپو" امروز شانزدهم فوریه  بیست و هفت بهمن ( 1392/ 2014) به دنبال بیماری سرطان در غربت درگذشت.

"  کاش می شد دوباره به تکاپو بیفتد. مجله هایش را منتشر کند، قصه ها و شعرهایش را بنویسد. با همان نگاه نقاد، گذشته مان را مرور کند که شاید فردایمان بهتر شود.
اصلا ای کاش، اینقدر خوب نبود، صادق و صریح نبود، نجیب و بی پیرایه نبود، در دوستی بی دریغ نبود. کاش در جمع کردن دوستانش و میدان دادن هایش خسیس بود. کاش کسی بود که آدم از ندیدنش دلتنگ نمی شد، غمگین نمی شد و دیر به دیر به یادش می افتاد.
 ...
 در غربت اما، باز هم به تکاپو افتاد. در خلوتی خودخواسته ماند، در شهری کوچک در جنوب نروژ. آنجا بود که دوباره توانست به صحنه بازگردد. تئاتر نوشت و کارهایی از خودش و نمایشنامه نویسان نامدار به روی صحنه برد. اما این بار دیگر گویی دیر شده بود. به رمان و قصه و شعر بیشتر دلباخته بود که به رغم همه ناباوری ها و اصرارها، همه موفقیتش در تئاتر را رها کرد تا از آن پس فقط بنویسد. بنویسد و بنویسد.
...
در دهه ششم زندگی اش، شکوفاتر شده بود و خلاق تر. آنقدر خلاق که در اوج بیماری اش، بی هیچ تجربه و درسی، قلم مو به دست گرفت و نقاشی را هم به کارنامه متنوعش افزود.
...
 نمی گویم اگر در ایران مانده بود، اگر می گذاشتند در خانه اش و کشورش بماند، بیمار نمی شد. اما بیشتر از یک دهه از خلاق ترین دوره های زندگی اش را دست کم آنجا که دوست داشت، با آنها که دوست داشت و آن طور که دوست داشت سر می کرد و به ناچار مانند خیلی از دوستانش در غربت و تبعید گرفتار خیلی چیزها، خیلی دشواری های غیر ضروری و گاه کشنده نمی شد.
  ...
یکشنبه دارد غروب می کند. کاش کابوسی دیده باشم و سراسیمه بیدار شوم. گوشی تلفن را بردارم و آن صدای آشنا را بشنوم که زیر بار این مصائب ناله نکرد، زار نزد و مدام سرود و قصه گفت."
جمشید برزگر
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/02/140216_l10_jb_koushan_barzegar.shtml

دوشنبه، اردیبهشت ۰۲، ۱۳۹۲

" آدم ها روی پل " به چاپ پنجم رسید

چاپ پنجم «آدم‌ها روی پل»، گزیده‌ای از اشعار ویسواوا شیمبورسکا، شاعر لهستانی برنده جایزه ادبی (1996) نوبل؛ ترجمه‌ی زنده‌یاد مارک اسموژینسکی، زنده‌یاد شهرام شیدایی و چوکا چکاد ، توسط نشر مرکز منتشر شد.
چاپ پنجم در تیراژ هزار نسخه و با قیمت 5900 تومان در دسترس علاقه مندان شعر قرار دارد.
یاد و خاطره اسموژینسکی و شیدایی همیشه زنده و زندگی چکاد پربار باد! 
نگاره: ‏چاپ پنجم «آدم‌ها روی پل»، گزیده‌ای از اشعار شیمبورسکا، ترجمه‌ی زنده‌یاد مارک اسموژینسکی، زنده‌یاد شهرام شیدایی و چوکا چکاد، توسط نشر مرکز منتشر شد.
چاپ پنجم در تیراژ هزار نسخه و با قیمت 5900 تومان به چاپ رسیده است.‏


چهارشنبه، دی ۱۳، ۱۳۹۱

داستان غم انگیزی که شاید شما بتوانید به شادی هدایتش کنید

اطلاع رسانی کنید شاید مفید واقع شود

حکایت این گزارش، زندگی غم انگیز معصومه بریسم دختری پنج ساله از شهرستان شوش است که با یک بیماری ناشناخته و از همان دوران نوزادی دست و پنجه نرم می کند به گونه ای که هم اکنون بدن این دختر همیشه خونی و زخمی است.


در حالیکه برای خیلی از ما تنها یک زخم کوچک، آه از نهادمان بلند می کند، معصومه پنج سال از زندگی کودکانه خود را در حالی پشت سرگذاشته که پوست بدنش خود به خود همیشه در حال جدا شدن بوده و این وضع یک زندگی کابوس وار را برای معصومه رقم زده و خنده را از لبان وی گرفته است.

مادرش که نشان می دهد سختی روزگاری که با این دختر پنج ساله پشت سرگذاشته، ضربات عمیقی به چهره اش وارد کرده است در توصیف وضع معصومه می گوید: دخترم دوست دارد بدون لباس باشد زیرا لباس ها بعد از چند ساعت به تنش می چسبند و باعث درد شدید وی می شوند و بعد از مدتی جدا کردن آنها از بدنش مثل کندن پوست یک انسان از بدنش عذاب آور می شود.
 
پدرش قاسم که نگاه کردن به صورتش می تواند تلخکامی ایامی که با زخمها و گریه های دخترش بر او گذشته را تداعی کند، یک روز کار می کنو چند روز بیکار است که در سالهای اخیر حتی در تامین مخارج اولیه زندگی خود و خانواده اش نیز مانده چه برسد به اینکه بتواند هزینه های سرسام آور درمان دخترش را تامین کند.

می گوید: خیلی سخته ببینی دخترت و پاره تنت جلوی چشمانت از زخمی هایی که خود به خود روی بندش ظاهر می شود، زجه بزند ولی نتوانی برایش کاری بکنی. ببینی مادرش شب و روز دعا می کند ولی کاری از دستمان برنیاید. زندگی ما با قحطی لبخند و خنده مواجه شده است.
وی ادامه می دهد: تاکنون به پزشکان فراوانی مراجعه کرده ایم که گفته اند بیماری دخترم ناشناخته است. حتی یک بار معصومه را به تهران نیز برده ایم که گفته اند این بیماری لاعلاج است. راستش را بخواهید وضع زندگی ما به گونه ای نیست که بتوانیم این مخارج سرسام آور را تامین کنیم به همین دلیل اکنون امیدمان به خداست که به دخترمان یک زندگی عادی ببخشد و خنده را بر لبان مادرش بنشاند.
 پدر معصومه عنوان می کند: برخی مردم می گویند که پزشکان متخصصی در تهران هستند که توانایی درمان دخترم را دارند ولی دست ما به آنها نمی رسد چون توانایی این کار را نداریم و این ناتوانی، عذاب و ناراحتی من را بیشتر می کند.




 ای که دستت می رسد کاری بکن!


اطلاع رسانی کنید شاید دکتری، خیری ...

دوشنبه، آذر ۲۰، ۱۳۹۱

سومین سالگرد مارک اسموژینسکی/ جایش بسیارخالیست


سه سال پیش، سال 2009  در همین روزها بود که مارک غریبانه در بیمارستان در کما بود. مدتی به دلیل ویروس مرغی و خوکی و ... ملاقاتش ممنوع بود. بعد هم که می شد او را دید، دیگر به هوش نبود. دو- سه بار رفته بود و برگردانده بودنش  ولی چه سود ... 12 دسامبر سومین سال نبود مارک اسموژینسکی انسانی به واقع انسان، آن سان که انسان باید باشد؛ کاش بود و ای کاش این همه کاش نبود.

 روحش شاد!  پروازش بلند!


یکشنبه، آذر ۰۵، ۱۳۹۱

نوزدهمین جشنواره بین المللی فیلم / سمیرا مخملباف


ETIUDA & ANIMA  نوزدهمین جشنواره بین المللی فیلم (  29- 23 نوامبر2012 ) در کراکف در حال برگزاریست. روز شنبه 24 نوامبر فیلم " تخته سیاه" سمیرا مخملباف ساخته شده در سال 2000، در سینما "پاوزا"ی کراکف به نمایش گذاشته شد. پس از فیلم، سمیرا مخملباف که عضو هیئت داوران جشنواره نیز هست، در سالن  حاضر شد و ابتدا به سؤال های خانم دکتر اژبیتا ویونسِک، کارشناس فیلم ایران و سپس به پرسش برخی از ببنندگان پاسخ داد . شمار و علاقه ببنندگان را می توان نسبتاً قابل قبول ارزیابی کرد.  پس از جلسه گفت و شنود، فیلم مستندی درباره چگونگی ساخت فیلم "تخته سیاه" به نمایش گذاشته شد.
در این جشنواره، فیلم های کوتاه و بلند و انیمشن هایی از کشورهای مکزیک، سوییس، لهستان، بریتانیا، آلمان، کانادا، آمریکا، مجارستان، نروژ، تایوان، فرانسه، آرژانتین، ایتالیا، استونیا، لیتونی، پرتغال، هلند، اسپانیا و ... شرکت داده شده اند.

پنجشنبه، آذر ۰۲، ۱۳۹۱

وای از این آبان ها و آذرها و ...

 دوم آذر آمد. سالروز سه سالگی شهرام شیدایی در جهانی دیگر. چند روز دیگر بیست و یک آذر است و سه سالگیِ مارک اسموژینسکی، در این فاصله، چند روز پیش در بیستم آبان محسن مرادی رفت با همان بیماری شهرام و مارک . محسن مرادی - همان پسر خاله ای که دوست ماست -  شاعر و مترجم  نبود ، ولی از مردان نیک روزگار بود که نه  تنها دلی را نیازرد و ستمی بر کسی روا نداشت ، که هرجا که می شد و می توانست کمک کار دیگران بود.  دغدغه اش این که مهلتی برایش نمانده که کارهای تحقیقیش را به پایان برد و این را با اشک می گفت و حسرت . می گفت می داند که وقت را زیاد از دست داده ولی سعی می کند جبران کند. او هم رفت و کارهای ناتمامش را گذاشت.
چه کنیم با این همه رنج و درد و حسرت؟
 شهرام و مارک و گیتی و محسن رفتند. ما شهرام ها و مارک ها و گیتی ها و محسن های مانده،  در صف  انتظار ایستاده ایم.

یادشان گرامی 
روحشان آزاد و شاد

یکشنبه، آبان ۱۴، ۱۳۹۱

این بار"کانون فرهنگ" آموزگاران زبان فارسی سوئد در کراکف / عکس



سمینار سه روزه ی " کانون فرهنگ " آموزگاران زبان فارسی در سوئد در کراکف لهستان، دیروز - 3 نوامبر- پایان
گرفت. در صبح روز دوم سمینارِ خوب برنامه ریزی شده، که به سخنرانی استادان ایرانشناسی دانشگاه یاگلونی اختصاص داده شده بود،  سخنرانی هایی  با عنوان های زیر ایراد شد:
1. خانم پروفسور آنّا کرسنوولسکا :  سیر تحولات مطالعات ایران شناسی و تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه یاگلونی
2. آقای پروفسور آندژی پیسوویچ :  پیرامون تدریس زبان فارسی و لهستانی ( تجربه شخصی من) 
3. دکتر کارولینا رکوویتسکا-عسگری: کاربرد تجهیزات چند رسانه ای در آموزش ترجمه شفاهی به دانشجویان ایران شناسی
4. دکتر رناتا روسک- کوالسکا و خانم ثریا موسوی: ر وش آموزش زبان فارسی در سطح مقدماتی به دانشجویان لهستانی
5.  هایده وام بخش- اسموژینسکا: اشتباهات عمده دانشجویان ایرانشناسی کراکوف( لهستان)  و ارایه چند راهکار
6.  متعووش کوواگیش: زمان های اصلی فعل در زبان های فارسی و لهستانی
صحبت کوتاه چند دانشجوی ایران شناسی به زبان فارسی،  در این میان، تشویق و تحسین شرکت کنندگان را برانگیخت.

گفتنیست که چند تن از معلمان زبان فارسی در آلمان نیز در این سمینار شرکت داشتند. بعدازظهر همان روز شرکت کنندگان پس از شنیدن سخنان کوتاهی از مهمان سمینار، خانم شهرنوش پارسی پور، پرسش های خود را مطرح و پاسخ دریافت کردند. این گردهم آیی در جوی دوستانه و صمیمی به پایان رسید. شرکت کنندگان، این گردهمایی را مثبت و پربار ارزیابی کردند.
برگزاری چنین گردهمایی هایی که به بالا رفتن سطح آگاهی و اطلاعات حرفه ای شرکت کنندگان کمک می کند. همان چیزیست که نیاز به آن در زمینه های گوناگون بسیار حس می شود.
با سپاس فراوان از برگزار کنندگان این نشست.

 

 

درگذشت غمبار "داریوش کارگر" نویسنده مقیم سوئد

image


داریوش کارگر، نویسنده ایرانی در تبعید درگذشت

 ۱۳ آبان ۱۳۹۱ سهند خوانساری

داریوش کارگر، نویسنده، محقق و ناشر ایرانی مقیم سوئد بر اثر ابتلا به بیماری سرطان در پنجاه و نه سالگی درگذشت.

داریوش کارگر متولد ۱۳۳۲ بود. 
مجموعه داستان «تردید در سه فصل» نخستین کتاب «داریوش کارگر» است که در برگیرنده‌ شش قصه است. 
اما رمان «پایان یک عمر» با مضمون گریز از ایران، معروف‌ترین اثر داریوش کارگر به شمار می‌آید. 
 «تیرانداز»، «خسته، اما رهرو»، «سنگسار»، «عروس دریایی» و «آواز نان» از دیگر آثار داستانی کارگر است. 
همچنین این نویسنده ایرانی فصل‌نامه «افسانه» را در سال‌های دهه نود میلادی منتشر می‌کرد که از فصل‌نامه‌های ادبی خارج از ایران بود و نشری به همین نام را اداره می‌کرد. 
 «رئالیسم کثیف» یکی از مقالاتی بود که وی در معرفی شاخه‌ای از ادبیات آمریکا در فصل‌نامه افسانه منتشر کرد. 
داریوش کارگر در سال ۱۳۸۸ کتاب «اردای‌ویراف‌نامه» را نیز تصحیح کرده که از متون فارسی زردشتی است و توسط انتشارات دانشگاه اوپسالا منتشر شده است. این کتاب پایان‌نامه وی بود که با آن دکترای ایران‌شناسی را از دانشگاه اوپسالا دریافت کرد. 
 «کتاب‌شناسی داستان کوتاه فارسی در خارج از کشور» و «داستان یک عمر: کتاب‌شناسی هوشنگ گلشیری» و «عمری به تبعید: کتاب‌شناسی بزرگ علوی» از دیگر تالیفات اوست.

یکشنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۹۱

"عصری با شیمبورسکا"


عصری با شیمبورسکا
ویسواوا شیمبورسکا، شاعر برجسته‌ی لهستانی است که در سال ۱۹۹۶ برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات شد و در فوریه ۲۰۱۲ در شهر کراکف لهستان درگذشت.
او را موزارت شعر نامیده‌اند. شیمبورسکا بیش از دویست و پنجاه شعر نسرود ولی با این‌ تعداد اندک جایگاه بسیار بلندی در شعر امروز جهان دارد و تاثیر فراوانی بر سینما و ادبیات گذاشته است.
نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه ۲۱ شهریور ساعت ۱۶:۳۰ به بررسی شعر شیمبورسکا اختصاص دارد که با حضور یولیوش گویو، ضیاء موحد و چوکا چکاد در مرکز فرهنگی شهرکتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم برگزار می‌شود. در ساعت ۱۵:۳۰، فیلم مستندی از زندگی و شعر شیمبورسکا برای حاضران به نمایش درمی‌‌‌آید که برای شناخت بهتر شیمبورسکا مفید است.

سه‌شنبه، تیر ۲۰، ۱۳۹۱

اين بار بدون "انديشيدن" / چاپ چهارم "آدم ها روي پل"

چاپ چهارم كتاب " آدم ها روي پل" ، مجموعه اي از چند شعر شيمورسكا ، كه با همفكري و همكاري مارك اسموژينسكي، شهرام شيدايي و چوكا چكاد از زبان لهستاني به فارسي ترجمه شده بود، اين بار بدون شعر "انديشيدن"، توسط نشر مركز به بازار آمد. افسوس كه مارك و شهرام نيستند تا خبر چاپ چهارم را بشنوند. چكاد ولي هست. تبريك! 


                                                     اندیشیدن

فسق‌وفجوری بدتر از اندیشیدن وجود ندارد.
مثل گرده‌افشانی علفی هرز، این بی‌بندوباری تکثیر می‌شود.
در ردیفی که برای گل مارگریت کرت‌بندی شده.

هیچ‌چیز برای آن‌هایی که می‌اندیشند مقدس نیست
هر چیزی را همان می‌نامند که هست
تجزیه‌های عیاشانه ترکیب‌های فاحشه‌وار
شتابی وحشی و هرزه دنبال واقعه‌ای عریان
لمس شهوانی موضوع‌های حساس
فصل تخم‌ریزی نظریه‌ها ـ این‌ها خوشایند آن‌هاست

چه در روز روشن چه در تاریکی شب
به‌هم می‌آمیزند در شکل زوج، مثلث، دایره.
جنسیت و سن طرف مقابل این‌جا مطرح نیست
چشم‌هاشان برق می‌زند، گونه‌هاشان گل می‌اندازد.
دوست دوست را از راه به‌در می‌کند
دختربچه‌های حرام‌زاده پدر را منحرف می‌کنند
برادری خواهر کوچک‌ترش را وادار به فحشا می‌کند.

میوه‌های دیگری از درخت ممنوع
متفاوت با باسن‌های صورتی مجلات مستهجن
بیشتر از تصاویر واقعا مبتذل این مجلات، به مزاجشان خوش می‌آید
کتاب‌هایی که آن‌ها را سرگرم می‌کند تصویر ندارند.
تنها تنوع آن‌ها
جملات خاصی‌ست که با ناخن یا مداد رنگی
زیرشان خط می‌کشند.
چه وحشتناک آن‌هم در چه حالاتی
و با چه سادگی افسارگسیخته‌یی
ذهن موفق می‌شود در ذهن دیگر نطفه ببندد
از آن حالات حتا کاماسوترا* خبری ندارد.

به‌هنگام این قرارهای مخفی عاشقانه، حتا چایی به سختی دم می‌کشد.
آدم‌ها روی صندلی می‌نشینند، لب‌هایشان را تکان می‌دهند
هر کسی خودش پا روی پا می‌اندازد
این‌گونه یک پا کف اتاق را لمس می‌کند
پای دیگر آزادانه در هوا می‌چرخد
گاه‌به‌گاه کسی بلند می‌شود نزدیک پنجره می‌رود
و از روزنه‌ی پرده
خیابان را دید می‌زند.

* کتابی‌ هندی‌ست از آثار مذهبی هندوان که دانایی به نام واتسیایانا آن را در باب مسایل جنسی نوشته است. م.

شنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۹۱

نوبت به اصغر الهی رسید. الاهش بیامرزاد

اصغر الهی هنگام مرگ شصت و هشت سال داشت

اصغر الهی، نویسنده رمان‌های "سالمرگی‌"، "مادرم بی‌بی جان" و مجموعه داستان‌های "بازی" و "قصه‌های پاییزی" درگذشت.
آقای الهی با رمان "سالمرگی" در سال ۱۳۸۶ موفق به دریافت جایزه "بهترین رمان" از جایزه هوشنگ گلشیری شده بود.
او که متولد سال ۱۳۲۳ در مشهد بود، روز ۱۲ خردادماه، بر اثر عارضه قلبی در بیمارستان قلب تهران درگذشت.
نخستین داستان های کوتاه اصغر الهی در دهه چهل منتشر شدند.
در سال ۱۳۷۰ اصغر الهی با انتشار مجموعه داستان کوتاه "دیگر سیاووشی نمانده است" به کشف و خلق شگردهای تازه روایتگری در داستان‌های روانشناختی پرداخت.
مجموعه داستان های "دیگر سیاوشی نمانده"، "رؤیا تا رؤیا" و نمایشنامه‌ "قالیباف" از دیگر آثار ادبی اوست.
پس از روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد، رمان "سالمرگی" در زمره آثاری قرار گرفت که مجوزشان برای تجدید چاپ لغو شد و چاپ مجددشان منوط به بررسی دوباره اثر شد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) او دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران و متخصص روان‌پزشکی بود و بین سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ به‌عنوان سردبیر مجله‌ «بازتاب روان‌شناسی» فعالیت داشت.
اصغر الهی همچنین چند کتاب در زمینه‌ شناخت مسائل روان‌پزشکی ترجمه و تألیف کرده است.
مراسم تشییع او روز دوشنبه (۱۵ خردادماه) از مقابل انستیتوی روان‌پزشکی تهران برگزار خواهد شد. 
منبع خبر:

پنجشنبه، اسفند ۱۸، ۱۳۹۰

سیمین دانشور هم درگذشت

تسلیت به ادب دوستان ایران زمین !
 سیمین دانشور هم درگذشت.  باشد که  "جلال" ش را بازبیند.
سووَشون (سیاوشون) ارزنده ترین رمان سیمین دانشور

سیمین دانشور و همسرش جلال ال احمد