همانطور که در پست قبلی آمد،(برای اطمینان خاطر از اینکه سهواًهیچ دخل و تصرفی دراین اصول انجام نشود)، این بخش، از سایت پارلمان نیوز کپی- چسبان شده و روشن است هرگونه اشتباهی اگر وجود دارد مسئولیتش بر عهده همان پارلمان نیوز است. همانطور که می بینید اصل زیر اشتباه (تایپی یا دستوری) دارد ولی ما آن را اصلاح نکرده ایم.
اصل ۲۳ - منع تفتیش عقاید
تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد.
نظر به اینکه بسیاری از ما از اصول قانون اساسی اطلاع نداریم، برآن شدیم که گاه گاه برخی اصول قانون اساسی را در اینحا برای اطلاع بازدیدکنندگان قرار دهیم. در بازنگریی که بعد ها انجام شد بعضی تغییرات در اصول انجام گرفت که با عنوان "اصل سابق" می توانید آن را ببینید. این اصول از پایگاه خبری پارلمان نیوز کپی-چسبان شده اند.
اصل ۵
در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه)، در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهدهدار آن میگردد.
اصل سابق: در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه)، در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است، که اکثریت مردم او را به رهبری شناخته و پذیرفته باشند و در صورتی که هیچ فقیهی دارای چنین اکثریتی نباشد رهبر یا شورای رهبری مرکب از فقهای واجد شرایط بالا طبق اصل یکصد و هفتم عهدهدار آن میگردد.
Karol Szymanowski, obok Chopina, był największym polskim kompozytorem muzyki klasycznej, a jednocześnie jedną z największych postaci świata muzycznego swojej epoki.
Urodził się w 1882 roku, na ukraińskiej wsi, w rodzinie polskich muzyków. Od dzieciństwa otaczała go muzyka klasyczna ; jego starszy brat był pianistą, siostra śpiewaczką i wieczorami całą rodziną koncertowali , co wpłynęło na późniejsze zainteresowania utalentowanego dziecka. Po latach Szymanowski powiedział, że klasycy tacy, jak Chopin i Bach byli jego najlepszymi przyjaciółmi z dzieciństwa i że zawsze chciał podążać ich muzyczną drogą.
Twórczość Szymanowskiego dzieli się na trzy okresy. Pierwszy przypada na pierwsze lata po ukończeniui studiów na kierunku kompozytorskim w Warszawie. Wtedy to Szymanowski, zainspirowany kompozytorami niemieckimi, starał się naśladować ich styl.
W 1905 roku Szymanowski wyjechał z Polski. Przez dziewięć lat podróżował w poszukiwaniu własnego stylu muzycznego. Odwiedził m.in. Niemcy, Włochy, Francję i Afrykę. Zachwyciwszy się sztuką arabską (a także perską), nieznaną dotąd kulturą i tradycją muzułmańskiej Afryki oraz ludów saharyjskich, właśnie tam odnalazł inspirację. Odzwierciedlają to jego kompozycje z drugiego okresu twórczości.
W 1911 roku Szymanowski, zainspirowany poezją Hafiza, z którą zetknął się w Niemczech (w języku niemieckim), skomponował "Pieśni miłosne Hafiza" (op. 24, 26) na orkiestrę i głos, z których najbardziej znaną do dziś pozostaje "Grób Hafiza". Na uwagę zasługuje również "Pieśń muezzina szalonego", w której kompozytor dał wyraz swego zachwytu nad kulturą świata islamu.
Po latach podróżowania Szymanowski wrócił do Polski i zwrócił się ku rodzimej kulturze. Z tego okresu pochodzą jego najsłynniejsze kompozycje, w których uwidacznia się jego zainteresowanie Polską kulturą ludową, w szczególności zaś folklorem podhalańskim.
Karol Szymanowski był człowiekiem o bogatej osobowości i ogromnej wyobraźni. W swoich kompozycjach potrafił oddać klimat, atmosferę, kolory i zapachy danego miejsca, przekładając je na język muzyki. Do dziś jego utwory silnie pobudzają uczucia oraz wyobraźnię i przenoszą słuchaczy do egzotycznej rzeczywistości, co sprawia, że twórczość tego kompozytora jest jedyną w swoim rodzaju.
Z podziękowaniem dla Zuzanny Błajet, autorki tekstu.
Fragment pieśni "Grób Hafiza", z towarzyszącą jej recytacji poezji Hafiza w języku niemieckim od 4:15 do 4:55; fragment "Pieśni muezzina szalonego", wzorującej się na azanieod 9:50 do 10:10.
شیفتگی «کارل شیمانفسکی/karol szymanowski”به شرق
کارل شیمانفسکی بعد از شوپن، مهمترین سازنده ی موسیقی کلاسیک و در عین حال یکی از بزرگترین موسیقیدانان دوره ی خود در لهستان محسوب می شود.
او در سال 1882 در روستایی دورافتاده در اوکرایین، در یک خانواده لهستانی عاشق موسیقی به دنیا آمد. برادر بزرگش پیانو می نواخت و خواهرش آواز می خواند. شبها در خانه کنسرت خانوادگی داشتند.
بدین ترتیب از طفولیّت موسیقی کلاسیک به گوشش می خورد که بر روی کار آینده ی این بچه ی بااستعداد تأثیرگذار بود. شیمانفسکی سالها بعد، موسیقیدانان کلاسیک از جمله شوپن و باخ و بتهوون را محبوبترین معاشران دوره بچگی خود نامید و آرزو داشت در مسیر آنها گام بردارد.
آثار موسیقی شیمانفسکی به سه بخش تقسیم می شود.
بعداز فارغ التحصلی در رشته آهنگسازی ؛مدتی به آهنگسازان پیشین آلمانی علاقهمند شد و کوشید از آنها پیروی کند.
در سال 1905، شیمانفسکی شروع به سفر کرد.به مدت 9 سال در ایتالیا، فرانسه و بالأخره در آفریقا، به دنبال سبک موسیقی مخصوص خود گشت. از آفریقای مسلمان و صحرای بزرگ آفریقا الهام گرفت. او از آداب و رسوم ناآشنا و هنر و فرهنگ عرب و همچنین ایرانی بسیار در شگفت شد و این علاقه و شگفتی در ترکیبات موسیقیش متجلّیست.
در سال 1911 با الهام از شعر حافظ که در آلمان با آن آشنا شده بود، یک قطعه موسیقی با عنوان «سرود عاشقانه حافظ» ساخت . این آهنگ شامل چند سروده است که «آرامگاه حافظ» مشهورترین آنها به شمار میرود و برای اجرای ارکستر و آواز به همراه قرائت شعرهای حافظ ساخته شده است. همچنین « سرود مؤذن عاشق دیوانه» از آثار قابل توجهیست که علاقه شیمانوفسکی را به فرهنگ دنیای اسلام نشان می دهد.
پس از سالها جهانگردی، شیمانفسکی به لهستان برگشت و به ریشه و فرهنگ مردم روستاهای وطن خود رو کرد.
آهنگهای آخرین دوره ی کار او، معروفترین آهنگ هایش به شمار میروند و میشود در آنها علاقه سازنده اش را به سنت و عقاید و رسوم لهستان، بخصوص منطقه ی کوهستانی آن کشور مشاهده کرد.
شیمانوفسکی انسانی با احساساتی غنی و ذهنی تصویرساز بود. او قادر بود احساسات، رنگها ، بوها، حالتها و حتی ترکیبات نوشتاری را به تابلوی موسیقی تبدیل کند. تا امروز، موسیقی این آهنگساز، احساسات و خیال و آرزوی شنوندگان را به یک فضای عجیب و غریب منتقل می نماید و به این دلیل در دنیا منحصربه فرد است.
با سپاس فراوان از خانم زوزنا بوایت / Zuzanna Błajet که متن بالا را برایمان تهیه کرده اند.
قطعه ی کوتاه مربوط به "آرامگاه حافظ" را که قطعه شعری از حافظ به زبان آلمانی خوانده می شود در زمان 4:15 تا 4:55 ثانیه و قطعه ی مربوط به "مؤذن عاشق دیوانه" را که به تقلید از اذان مسلمانان ساخته شده می توانید در زمان 9:50 تا 10:10 ببینید.
اردکان از شهرستانهای استان یزد است و در مرکز ایران قرار دارد
این شهر در روزگار آبادانی در محلی به نام زردک قرار داشته و دیوارهای تاریخی آن هنوز پا برجاست. اردکان دارای 3 بخش مرکزی، خرانق و عقدا می باشد. در محدوده شهرستان بلندترین نقطه ارتفاعی مربوط به کوه خوانزا با ارتفاع 3158 متر است.
مردم اردکان آریایی نژاد و ایرانیالاصل هستند و به زبان فارسی و لهجه یزدی سخن میگویند. بیشتر مردم شهر مسلمان و شیعه جعفری هستند و تعدادی زرتشتی نیز در این شهر زندگی میکنند.
اردکان از دو کلمه «ارد» و«کان» تشکیل شده که «ارد» به معنی مقدس و «کان» یعنی معدن میباشد و با این ترکیب واژه اردکان به معنی سرزمین مقدس است.
اما در جامع مفیدی «ارد» را به کسر الف به معنی دور معنی کرده و نوشته است چون اطراف اردکان معادن زیاد وجود دارد، در نزد مردم این منطقه به اردکان معروف گشته است.
بافت تاریخی اردکان یکی از سالمترین بافتهای قدیمی ایران میباشد و به علت قرار گرفتن در موقعیت خاص جغرافیایی تا حد زیادی از حوادث روزگار مصون مانده است. این بافت از ویژگیهای کامل شهرهای کویری برخوردار است.