سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۳، ۱۳۹۰

Głosy u brzegu wód / Sohrab Sepehri

Głosy u brzegu wód
Sohrab Sepehri

Mieszkam w Kaszanie
żywot mam niezgorszy
Kawałek chleba, trochę rozumu, odrobinę radości
Mam matkę lepszą nad liść drzewa
przyjaciół lepszych od wody źródlanej
Mam Boga, który jest tu blisko
Wśród lewkonii i wysokich sosen
W zamyśle wody i prawie roślin

Jestem muzułmaninem
Moje oczy kieruję ku róży
Miejscem mojej modlitwy jest 
Modlitewnym krążkiem światło
Step ściele się do mej modlitwy
Rytm ablucjom wymierzają światła w oknach
W mojej modlitwie płynie księżyc, płyną barwy słońca
Zza modlitwy wygląda kamień
każda jego drobina ma twardość kryształu
Modlę się, gdy z minaretu cyprysu azan wyśpiewuje wiatr
Swoją modlitwę powtarzam za takbirat ol-ahram traw
Za kadd kamat fal

Moja Kaaba jest u brzegu wód
Moja Kaaba jest pod akacjami
Moje Kaaba jak zafir wędruje z ogrodu do ogrodu, z miasta do miasta
Mój czarny kamień ma jasność sadu 
  ....
Przekład: Marek Smurzyński /1993
صدای پای آب / سهراب سپهری
 
اهل كاشانم
روزگارم بد نيست
تكه ناني دارم ، خرده هوشي ، سر سوزن ذوقي .
مادري دارم ، بهتر از برگ درخت .
دوستاني ، بهتر از آب روان .
*****
و خدايي كه در اين نزديكي است :
لاي اين شب بوها ، پاي آن كاج بلند.
روي آگاهي آب ، روي قانون گياه .
*****
من مسلمانم .
قبله ام يك گل سرخ .
جانمازم چشمه ، مهرم نور .
دشت سجاده من .
من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم
در نمازم جريان دارد ماه ، جريان دارد طيف .
سنگ از پشت نمازم پيداست:
همه ذرات نمازم متبلور شده است.
من نمازم را وقتي مي خوانم
كه اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته سرو
من نمازم را ، پي تكبيرة الاحرام علف مي خوانم
پي قد قامت موج .
*****
كعبه ام بر لب آب
كعبه ام زير اقاقي هاست .
كعبه ام مثل نسيم ، مي رود باغ به باغ ، مي رود شهربه شهر
حجر الاسود من روشني باغچه است
....

جای همه ی عاشقان خالیست

"جای خالی یک عاشق"،( به یاد مارک اسموژینسکی)، بلاگیست فارسی زبان که به همت چند دوست فرهنگ دوست، به منظور شناساندن زنده یاد دکتر مارک اسموژینسکی، ایران شناس، مترجم زبان فارسی و استاد دانشگاه یاگلونیان کراکف راه اندازی شده است. علاقه مندان می توانند این بلاگ را ببینند و ...

یکشنبه، اردیبهشت ۱۱، ۱۳۹۰

آتشگاه اصفهان/ دوره ساسانی


آتشگاه اصفهان از بناهای تاریخی اصفهان و از یادگارهای ایران باستان است. این بنا نزدیک رودخانه زاینده رود است و ساخت آن را به دوران ساسانی یا پیش از آن نسبت داده‌اند.
آتشگاه اصفهان یکی از سه اثر قدیمی به جا مانده از دوران باستان و از نظر بزرگی سومین اثر موجود در شهر اصفهان است و یکی از 7 آتشکده بزرگ ایران در زمان قباد ساسانی می‌باشد.
بنای آتشگاه آتشدانی بزرگ و مدور است با دریچه‌های متعدد. این ساختمان از خشت‌های گلی خام به طول و عرض 40 سانتیمتر و قطر 14 سانتیمتر ساخته شده و مصالح خشت‌ها، گل و سنگ ریزه و نی‌های ساحل زاینده رود است.
پایه‌های بزرگ و خشتی بنا تقریبا از میانه تپه آتشگاه آغاز می‌شوند و در بالا به ستون‌هایی محکم تبدیل می‌شدند که در گذشته اتاق‌هایی نیز روی آنها قرار داشته‌است.
در بالای تپه بنایی گرد وجود دارد و جز آن هیچ بنایی بلندتر ساخته نشده‌است. این بنا دارای 8 گوشه‌است و در هر گوشه یک پنجره هم رو به بیرون دارد. گفته می‌شود موبدان زرتشتی، آتش مقدس را در درون این اتاق قرار می‌داده‌اند.
این مجموعه دارای اتاق‌ها و ساختمان‌هایی در 4 جهت تپه بوده که تا زیر اتاقک آتشگاه ادامه می‌یافته‌اند. در بافت ساختمان‌های این بنا می‌توان سوراخ‌های زیادی را دید که به دست گنج‌یابان کنده شده‌است.
در اطراف این آتشدان در سطحی پایین‌تر اتاق‌های زیادی ساخته بودند که به علت خام بودن خشت‌ها در مجاورت باد و باران به مرور زمان از بین رفته‌اند. بقایای این اتاق‌ها در شمال و شمال شرقی بر جای مانده است.
این آتشدان دارای 7 پنجره بزرگ قدی و یک در ورودی است که آتش درون آن از تمامی جهات قابل دید بوده است . ارتفاع ورودی آن به اندازه چند پله از سطوح اطراف است و بطور کامل بر تمامی مجموعه و کوه وقوف دارد . در داخل آن در بالای در و تمامی پنجره‌ها طاقچه‌هایی قرار دارند.
مجموعه آتشگاه اصفهان در طول تاریخ به عنوان یکی از جایگاه‌های آتش مقدس و در دوران‌های اخیر به دلیل موقعیت مذهبی و تفریحی همواره مورد توجه مردم اصفهان و اطراف بوده است.
آتشگاه اصفهان در سال 1330 و با شماره 380 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.
در سال‌های دهه 50 مرمت اساسی شد و در اوایل دهه 60 به جهت جلوگیری از ایجاد صدمات و تخریب، درهای ورودی ساختمان‌های آن بسته شد و بطور کامل استتار گردید.





منبع: همشهری آنلاین

سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۶، ۱۳۹۰

نوای نی/ محمد رسولی



محمد رسولی نوازنده نی، ایرانی مقیم ورشو، متولد سال 1351 در گرگان (گلستان)،  در کنسرتی که در شهر ووج برگزار شده، تکنوازی نی را بر عهده داشته است. نام قطعه "نی نوا" ست و سازنده آن حسین علیزاده. تسلط نوازندگان  و نوای خوش سازشان را ببینید و بشنوید :


یکشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۹۰

ماه اندر لامکان

شعر از : مولانا 
برگردان به لهستانی: زنده یاد مارک اسموژینسکی
نوازنده سه تار و خواننده ویدئو : داوود آزاد

1- من آن ماهم که اندر لامکانم                                           مجو بیرون مرا در عین جانم
2- تو را هر کس به سوی خویش خواند                                تو را من جز به سوی تو نخوانم 
3- مرا هم تو به هر رنگی که خوانی                                    اگر رنگین اگر ننگین ندانم 
4- گهی گویی خلاف و بی وفایی                                        بلی تا تو چنینی من چنانم 
5- به پیش کور هیچم من چنانم                                          به پیش گوش کر من بی زبانم 
6- من آبِ آب و باغِ باغم ای جان                                         هزاران ارغوان را ارغوانم 
7- سخن کشتی و معنی همچو دریا                                   درآ زوتر که تا کشتی برانم

 
1- Jam ten księżyc, co gdzieś poza miejscem jest.
Nie szukaj mnie tam, bom z duszą jednym jest.
2- Każdy, wołając cię myśli o sobie.
Ja zaś, wołając, ciebie dla ciebie chcę.
3- Ty też mnie widzisz w barwach, jakich chcesz,
Czy dobrych, czy złych? To bez różnicy jest.
4- Raz mnie przestępcą, a raz zdrajcą zwiesz.
To prawda, jam takim, póki-ś takim jest.
5- Dla ślepego nie ma, mnie , jam pustką jest.
Dla uszu, co nie słyszą, jam niemy jest.
6- Jam wodą wód, sadem sadów, duszo!
Dla tysiąca róż jam jedną z nich jest.
7- Statkiem jest słowo, a sens morzem jest.
Wsiadaj szybko, bez ciebie on w porcie jest.


شنبه، اردیبهشت ۰۳، ۱۳۹۰

عید پاک مبارک!


عید پاک بر همه لهستانیان،- دوستان، دانشجویان و خانواده هایشان- وهمه کسانی  که این مناسبت را جشن می گیرند، پربرکت و شاد باد!